زخمه

شماره: 2
تاریخ: ۱۱ ۰۳ ۹۸
سید محمدعلی قربانی
دانشجوی کارشناسی معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر

دیکتاور (به بهانه بازگشت کانال‌های انقلابی به تلگرام)

دیکتاتور!

رو تیتر: به بهانه بازگشت کانال‌های انقلابی به تلگرام

شاید خیلی از شما فیلم «دیکتاتور» را دیده باشید. من هم دیده‌ام. البته تا اواسطش. یادم هم نمی‌آید چرا فیلم را تا آخر ندیدم و حتی خیلی از اتفاقات آن را هم به خاطر نمی‌آورم اما این صحنه از فیلم را خیلی خوب به یاد دارم.

دیکتاتور این فیلم که دوست داشت بیشتر از بقیه دیده شود تصمیم گرفت با شرکت در مسابقات ماراتون این اتفاق را رقم بزند ولی چون شانسی برای پیروزی در ماراتون “بین‌المللی” در استادیوم صدهزارنفری برای خود قائل نبود، ماراتونی “داخلی” را در استادیومی هزارنفری با حضور خودش برگزار کرد بلکه بتواند مقام اول را مال خود کند. با این شرایط که خودش زودتر از بقیه شرکت‌کنندگان شروع به حرکت می‌کرد، هر رقیبی که به او نزدیک می‌شد را با کلت می‌زد و در آخر هم که از رسیدن به خط پایان خسته شد بود دستور داد تا خط پایان را به سوی او بیاورند و در آخر هم خوشحال ترین فرد داخل کادر بود.

شاید موقعی که به این صحنه از فیلم می‌خندیدید فکر نمی‌کردید روزی در واقعیت هم چنین اتفاقی بیفتد. اما باید بگویم این اتفاق افتاده و حتی جلوی چشم شما است. فقط کافیست با دقت بیشتری نگاه کنید. اگر تلگرام را آن ماراتون بین‌المللی و پیام‌رسان‌های داخلی را آن ماراتون داخلی در نظر بگیرید می‌توانید مثالی از این واقعه را ببینید. البته شروع زودهنگام ماراتون را هم می‌توان تبلیغات گسترده کانال‌های حکومتی در پیام‌رسان‌های داخلی، شلیک به رقبا را هم می‌توان حذف کانال‌های ناهمسو و رساندن خط پایان را هم می‌توان تقدیر و قدردانی از خود در همایشات پرخرج و برج داخلی دانست.

در واقع می‌توان این‌گونه برداشت کرد که کانال‌های رسانه‌ای حکومتی که با این همه بودجه، پرسنل و قدرت، توان رقابت با کانال‌های ضدانقلاب را نداشتند، به جای تقویت خود برای اول شدن در رقابتِ دیده شدن در مقابل مخاطب چهل‌میلیون‌نفری ترجیح دادند با ترک میدان، تمامی آن را به رقیب بدهند و بروند برای خود میدان جدیدی ایجاد کنند که یک دهم تلگرام هم مخاطب ندارد؛ بلکه بتوانند در آنجا اول شوند. به همین خاطر با اولین باخت خود در این رقابت، با عجله، بدون فکر و دسته‌جمعی به پیام‌رسان‌های نامطلوب داخلی کوچ کردند. انگار یادشان رفته بود «تا ظلم و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، اینها هم باید باشند». نتیجه این حرکت باز شدن عرصه برای کانال‌های ضدانقلاب بود. مخاطبان هم که خوراکی جز این کانال‌ها برایشان باقی نمانده بود مجبور شدند حرف‌هایشان را باور کنند.

اینبار برخلاف دفعه قبل که توییتر را فیلتر کردند و همگی رفتند و پس از حدود هشت سال به این نتیجه رسیدند که باید بازگردند، حالا بسیاری از کانال‌هایی که از تلگرام رفته بودند با گذشت حدود یک سال به اشتباه خود پی برده‌اند و برگشتند. حالا بگذریم از این موضوع که چگونه می‌خواهند با مخاطبانشان، که حتی ممکن است در این مدت با آنها زاویه پیدا کرده‌اند، ارتباط برقرار کنند.

البته هنوز عده‌ای از این کانال‌ها بر رفتنشان پا فشاری می‌کنند، مثل آنها مثل فردیست که سرگذر زمین خورده و برای اینکه ضایع نشود تا خانه‌اش سینه‌خیز می‌رود، که البته زیاد هم مهم نیستند. آن‌ها اهل مبارزه نیستند. دست این‌ها بود نه باید عضو سازمان ملل باشیم، نه در المپیک شرکت کنیم، نه در پارس‌جنوبی سهممان از گاز را برداشت کنیم و حتی نباید در اسرائیل برای نبرد حاضر شویم. آن‌ها را جدی نگیرید.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *