زخمه

شماره: 2
تاریخ: ۱۱ ۰۳ ۹۸
امیرحسین شه دوست
کارشناسی عمران

شال را بردارید؛ دامن را هم

شماره پيشين نشريه را اگر خوانده باشيد و خاطرتان باشد مطلبي نوشتيم در باب شوراء صنفيه سنه هزار و دويست و اندي هجري خورشيدي و از بي‌مايگي و نالايقي آن نوشتيم و البته از فرط جنبه‌ي نقد پذيري بالاي دوستان، تا توانستيم نرمش کرديم و طنزش کرديم که مبادا به کسي بر بخورد. علي اي حال مدتي از چاپ شماره اول گذشته بود که خبر رساندند شماري از حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر، چو انداخته‌اند که منظور ما از شوراء صنفيه همان شوراي صنفي خودمان است و دوستان شورا هم گله‌مند شده‌اند از دست ما! مانده ام چه بگويم؟! امان از جهل! امان از مرض! آخر شما دين نداريد؟ آزادگي نيز؟ عقل چه؟ اصلا اينها هيچ! چشم که داريد. آخر نديده‌ايد اين همه لياقت را؟ فرسنگ ها فاصله‌ي ميان شوراء صنفيه کذايي با شوراي صنفي کنوني را چه؟ چگونه آن حجم از درايت و کياست را رها کرده‌ايد و چسبيده‌ايد به اين تشابه اسمي ناچيز؟! يادتان رفته در همين قضيه سلف چه جان‌فشاني ها که نکرد همين شورا؟ چه فشارهايي که با نامه‌هايش به مسئولين دانشگاه نمي‌آورد؟ نميبينيد کيفيت غذاها را؟ لوبياپلو پنج شنبه‌ها با آدم حرف ميزند. قرمه سبزي را ديگر نگويم؛ چنان لذيذ است که گويي سبزي‌اش را همان روز و همان‌جا چيده‌اند و به جهت جا افتادگي آن قدر مي‌گذارند بپزد که تمام گوشت‌هايش آب مي‌شود. آنقدر خوب پيگير امور مي‌شوند که الحمدلله هيچ نيازي به تجمع و حرکات خودجوش دانشجويي احساس نشد. گزاف نيست که بگوييم به لحاظ کارآمدي تنه به تنه مجلس ميزند اين شورا و از نظر شايستگي قابل قياس با اعضاي شوراي شهرند و به لحاظ عمل به وعده‌ها حتي يک سر و گردن بالاتر از دولت! بازه امتحانات را نمي‌بينيد چقدر فراخ شده؟ آنقدر براي هر امتحان فرجه داريم که مانده‌ايم با وقت اضافه‌اش چه کنيم؟ جديدا گيم نت هم زده‌اند لکن نمي‌شود که همه آن وقت‌ها را به بازي گذراند. بايد فکري کرد. نجنبند؛ دانشجويان، در اين ايام طويل گرفتار رفيق ناباب و هزار جور کار خلاف ميشوند ها! همين چند وقت پيش هم که چشم‌مان به جمال اين خبر روشن شد که شوراي صنفي مي‌خواهد براي کادر خوابگاه‌ها هم اقدام کند. چه اقدام پسنديده‌اي! چقدر هوشمندانه! نمي‌دانيد چقدر ذوق کردم. اشک در چشمانم جمع شده بود اصلا! همانجا چندين مرتبه سجده شکر به جا آوردم. الحمدلله ديگر تپه‌اي باقي نمانده‌است که ايشان، به جهت خدمت، به يمن ورود و قدومشان مبارک نکرده باشند. باور کنيد انسان اين حجم از فداکاري و احساس مسئوليت را که مي‌بيند ميخواهد زار بزند. فقط هم شورا نيست که. همه تشکل ها همين طورند. يکي از يکي بهتر! نه سياست‌زده اند و نه پياده نظام احزاب و جناح‌ها! به وقت ضرورت و فقط در جهت منافع مردم، اقدام مي کنند و الحق و الانصاف هر اقدام‌شان هم جريان ساز است و مانند بمب در کشور و ايضا خاورميانه و آسيا و اوراسيا و جهان اسلام و مسيحيت و يهوديت و بودائيت و حتي کفار صدا ميکند. جالب اينجاست که با وجود اين همه، حتي نيم نگاهي چشم به مناصب ندارند و اگر هم به زور تير و تبر، صاحب ميز و پستي ميشوند محال است که غرق در سيستم بشوند و آرمان‌هايشان را فراموش کنند. حالا انصاف نيست اين همه از تشکل‌ها بگوييم ولي از دانشگاه نه! که همانا پشت هر شوراي صنفي موفقي يک دانشگاه موفق‌تر ايستاده. اين نظم در امور؛ اين بودجه هاي فراوان که بحمد الله و المنّه در مسير درست که همانا مسائل آموزشيست خرج مي‌شود؛ اين نگاه دور از سياست‌زدگي به تشکل‌ها و برنامه‌هايشان؛ اين حمايت هاي همه جانبه از توليد و رونق فرهنگ که زبانزد خاص و عام شده است؛ همه و همه مثال زدنيست. في‌المثل همين نشريه؛ در اين دوران گراني چند برابري کاغذ و به تبع آن گراني چاپ، آنقدر دانشگاه پشتيبان است و تسهيلات رديف ميکند که آدم دلش مي خواهد فقط نشريه بدهد. فاصله کوتاه بين شماره‌هاي نشريات نيز مويد همين امر مي‌باشد. همين وضع پوشش را مي‌بينيد که اين چند وقت همينطور روز به روز دارد بهتر مي‌شود و متناسب‌تر با محيط هاي آموزشي؟ کي قديم اينطور بود؟ اتفاقا هر چه پاچه‌ها کوتاه تر و آستين‌ها بالاتر و جلوي مانتو‌ها بازتر باشد به استانداردها نزديک تر است؛ تقوا را که ديگر نگويم! دامن هم که آخر استانداردهاست؛ هم هوا بهتر جريان مي‌يابد و هم از وزن سنگين البسه که حقيقتا کمر شکن و جديدا گردن شکن نيز شده است مي‌کاهد. اصلا شال را هم برداريد؛ دامن را نيز هم! شايد بپرسيد پس چه بپوشيم؟ حقيقت سوال خودمان هم بود فلذا ما در تيم ايده پرداز نشريه بعد از طوفان هاي فکري بسيار به اين نتيجه رسيديم که به جهت راحتي هر چه بيشتر دانشجويان، پيشنهاد کنيم شلوار کردي با زيرپيراهني را نه تنها آزاد بلکه يک گام فراتر گذاشته و به عنوان لباس فرم دانشجويان مصوب کنند! هم حمايت از توليد ايرانيست هم احترام به حقوق قوميت‌ها و هم کيست که نداند درس خواندن چه لذتي دارد وقتي نسيم در آن ميپيچد؟ فقط توصيه ميکنيم قبل از اين کار پيش دستي کرده جايي ثبتش کنيد که درغير اينصورت هاروارد و ام آي تي و غيره بفهمند، در مصادره به نفس آن امان نخواهند داد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *