زخمه

شماره: 2
تاریخ: ۱۱ ۰۳ ۹۸
امیرحسین شه دوست
کارشناسی عمران

وقایع اتفاقیه

وقایع اتفاقیه

«وای بدنو ببین جون بابا!»؛ «خودتو بلرزون بابا!»؛ «هی وقتشه بدی لبت رو بیبی!»؛ «بیا قرش بده سکسی!»

این اراجیف که بر ساحت کاغذ مینویسم و همزمان شرم میکنم از این همه ابتذال را یک عده دختر بچه دبیرستانی همخوانی کرده‌اند؟ کجا خوانده‌اند حالا؟ دانشگاه؟ همانجا که قرار بود صف اول پیشرفت و رشد مملکت باشد؟ کدام دانشگاه؟ همین پلی تکنیک خودمان؟ مادر دانشگاه‌های صنعتی کشور را میگویید؟ صحن پلی‌تکنیک که روزگاری میعادگاه فریاد مطالبات مردم بود حالا بالا آوردن این خزعبلات را نظاره میکند؟ بعد؛ احیانا آقایان مسئول! شما کجا تشریف داشتید وقتی داشتند چوب حراج به آبروی دانشگاه میزدند؟ اصلا چگونه وارد دانشگاه شده‌اند و صف بسته‌اند و با این اراجیف، ورزش صبحگاهی کرده‌اند؟ مسابقه ملی هوافضا برگزار می کنید که در آن، ساسی مانکن بخوانند و با افتخار منتشرش کنند؟ یعنی چون دانشجو نیستند هر غلطی بخواهند می‌کنند؟ می‌شود دانشگاه را چند ساعتی هم به ما قرض بدهید تا دانشجویان، موسیقی اصیل ایرانی بنوازند و تشکل‌ها بدون ترس از مجوز ندادن، برنامه اجرا کنند؟ آقایان مسئول! می‌شود از صحن، صدای تریبون آزاد بیاید نه اراجیف ساسی مانکن‌ها؟!

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *